تبليغاتX
بی نام و نشانیم ...

لطفا تا آخر مطلب رو بخون اگه چرت و پرت بود اون وقت بد و بیراه نثارمون کن (یعنی دعا کن آدم بشیم)

خانم ها باید خیلی ببخشن  ولی این یه واقعیته که ؛ بدحجابی و خودآرایی در جامعه مثل تف سر بالائه که آخر تو صورت خود آدم بر می گرده .

 

بابا جوشی نشین  ، حتماً دلیلی دارم که اینو میگم .

 

اصلاً بیاین  با هم یه مروری کنیم :

واقعیت اینه که با رواج فرهنگ بد حجابی و خود آرایی در جامعه ؛ پروسه عرضه و تقاضا برای ازدواج بر پایه کمالات انسانی  ؛  کم کم تبدیل میشه به پروسه عرضه و تقاضا بر پایه زیبایی ظاهری و خوش  بر و  رو  بودن خانم ها ؛ که  کدوم  بیشتر دلبری میکنه  با اون ازدواج کنیم .

 

خوب فکر میکنین با این  تبدیل نگرش کی ضرر می کنه ؟!؟

بیاین یه نگاهی به خانواده خودمون بندازیم . شما موضعگیری هاتون با برادر و خواهرتون از چه دیدیه ؟!؟

 

مسلماً وقتی خواهر و برادرتون اخلاق خوبی داشته باشن ؛ شما باهاشون بیشتر ایاقین حتی اگه قیافه خوبی نداشته باشن .

چرا؟!؟!؟ چون وقتی یه مدت از زندگی مشترک بین 2 نفر می گذره ، قيافه ي طرفين براي هم عادي ميشه . اصلاً وقتي شما دارين با خواهر يا برادرتون حرف ميزنين ، تصوير قيافه ظاهريشون تو ذهنتون ترسيم نميشه ؛ بلكه تصوير اخلاقياتشه كه تو ذهنتون ترسيم ميشه.

 

 حالا برگرديم به بحث خودمون .

خوب ، حالا پسري رو تصور كنين كه در يك پرسه ي عرضه و تقاضا بر پايه ي زيبايي ظاهري ، شما رو به عنوان همسري گرفته .

 

مسلماً بعد از يه مدت ، قيافه شما براش عادي ميشه و اون پسر هنوزم كه هنوزه عرضه و تقاضاش بر پايه زيبائيه اما ديگه شما براش جذاب نيستين .

 

و اين موقعه كه كم كم رابطش با شما سرد ميشه و در صورت امكان طلاق و ازدواجي دوباره با دختري ديگر رو رقم مي زنه .

 

خوب ، حلا كي باخته شما يا پسر ها ؟!؟!؟!؟

 

اين دليلي بود از دلايل يك دستور و روايتي بود از اينكه ؛ هر آنچه خدا امر كرده ، حكمتي در آن نهفته است. و چه زيباست حكيمانه عبوديت كردن.

 

و نوشتاري بود بر آنكه ؛ اگر حكمت دستوري را نمي دانيم بايد بدانيم ؛ مسلمان تسليم امر الهي است حتي اگر از حكمت آن مطلع نباشد.

 

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 8:28 |

بسم رب الشهداء و الصديقين

 

 

فكر ميكنين بزرگترين تهديد مسلمانان ، انقلاب اسلامي و جامعه اسلامي چيه‌‌ ؟!؟!؟

اسرائيل ؟ آمريكا ؟ مسئولين مفسد ؟ يا ...

 

امروز ميخوام در مورد بزرگترين تهديدي كه براي ما وجود داره و متاسفانه خيلي هامون توجهي بهش نداريم حرف بزنم ( به اميد لطف حق )

 

بزارين با تحليل از وضعيت و تاريخ بني اسرائيل شروع كنم.

 

در بخشي از دعاي سمات ميخونيم كه :

 

قوم بني اسرائيل را به دليل صبر و ثبات در دين خود  ، وارث و مالك شرق و غرب زمين قرار دادي .

 

با يك مقايسه كوچيك ، بين صبر مردم ايران در انقلاب ، جنگ ، موضوع هسته اي و... با جمله بالا از دعاي سمات همتون تصديق ميكنين.

 

اما

اونچيزي كه موجب شد قوم بني اسرائيل ، بعد ازعزت و احترام و مالك شدن شرق و غرب زمين به يكباره راه سقوط رو در پيش بگيرن و مورد غضب خدا قرار بگيرن چه عملي بود ؟!؟!؟!؟

 

با فهميدن اين موضوع ، براحتي ميتونيم ، تهديد اصليمون رو شناسايي مي كنيم .

 

جواب سوال بالا رو كه ، چرا قوم بني اسرائيل مورد غضب خدا قرار گرفتن ، خداوند در آيه 85 سوره بقره خطاب به قوم بني اسرائيل مي فرمايد :

(( ... چرا به بخشي از كتاب ايمان مى آوريد و به بخشي ديگر كفر مى ورزيد و پاداش كسيكه چنين كند بجز خوارى در زندگى دنيا و اينكه روز قيامت بطرف بدترين عذاب برگردد چيست ؟ و خدا از آنچه مى كنيد غافل نيست . ))

 

خوب ، حالا يه نگاهي به وضع جامعمون بندازيم !

 

به قول مقم معظم رهبري :

آيا به مسائل و موضوعات مختلف ، همون قدر ارزش قائليم كه خدا و ائمه ارزش قائلن ؟!؟!؟!؟ يا هر بخشي از اسلام كه ، باب ميل و سليقمون بود ميگريم و بقيه اسلام رو كنار ميزاريم.

 

چرا بعضي هامون سياست زده عرفان گريز شدن و فقط راه رسيدن به خدا رو در خدمت به خلق ميدونن ؟!؟

 

چرا بعضي هامون اينهمه آيات و روايات رو به گوشه اي ميندازيم و فقط وردمون شده : بايد دل پاك باشه؟!؟

 

چرا بعضي هامون انقدر با پيش داوري وخودرايي  شروع به نگرش در قرآن و اسلام ميكننن . و آخرشم از اسلام ، اسلامي التقاطي ميسازن و يا توده اي از آب در ميان و يا اسلام ليبرالي رو انتخاب ميكنن ؟!!؟!؟!؟

 

چرا بعضي هامون عارف نماي سياست گريز شديم ؟!؟!؟

 

امام خميني در كتاب اي از امام موسوي كاشف الغطا - صفحه 9 جواب اينگونه عارف نماهاي سياست گريز رو ميده و ميگه :

 

(( نسبت اجتماعيات قرآن با آيات عبادي آن از نسبت صد به يك هم بيشتر است. از يكدوره كتاب حديث كه حدود پنجاه كتاب است و همه اجكام اسلام را دربردارد ، سه چهار كتاب مربوط به عبادات و وظايف انسان نسبت به پروردگار است ، مقداري از احكام هم مربوط به اخلاقيات است ، بقيه همه مربوط به اجتماعيات ، اقتصاديات ، حقوق . سياست و تدبير جامعه است. ))

 

فكر نكين ما با عرفان و عرفاي واقعي مشكل دارم . اصلاً اگه متن قبليه منو بخونين در ارتباط با عرفان واقعي از زبان يكي از عرفاي بزرگه.

 

من ميخوام خدايي نكرده سرانجاممون به سرانجام قوم بني اسرائيل نكشه.

 

 اصلا گور پدر نويسنده اين متن (صلوات)

 

فقط يادمون باشه ، خدا به اون ديني كه ما بهش اعتقاد داريم ما رو بازخواست نميكنه ، پس دين واقعي خدا رو بشناسيم و عمل كنيم

 

و به قول خداوند توبه پذير :

 

آيا هنوز وقت آن نرسيده است كه به خودتان بياييد؟!؟!؟!؟!؟

 

و تمام روسياهان عصرمان بدانند ؛  تا زماني كه امام زمان (عج) رهبري جامعه اسلامي را بر عهده دارد و تا زماني كه مخلصيني چون مقام معظم رهبري در اين كشورند و تا زماني كه دعاي خير عارفاني چون علامه حسن زاده آملي پشت اين نظام است و تا زماني كه بسيجي واقعي در صحنه اند ، خواب سقوط اسلام ، نظام و مسلمين را نيز نخواهند ديد كه همانا لا حول و لا قوه الا بالله.

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:53 |

به نام خدا

 

ذكر هم كانون هر بازار شد

 

اگر خوب نگاه كنيم ، خيلي از ما مسلمانان ، به كلمه لا اله الا الله ، نه تنها فطرتاً معتقديم بلكه عقلا و با ادله نيز آن را پذيرفته ايم ، با اين حال در وقت عمل خدايان ديگري چون نفس ، شيطان و ... را معبود خود مي گيريم. چرا ؟!؟!؟

 

(( شيخ عارف كامل جناب آقاي شاه آبادي (استاد عرفان امام خميني (ره)) مي فرمودند:

بايد انسان در وقت ذكر مثل كسي باشد كه كلام دهن طفل مي گذارد و تلقين او مي كند براي اين كه او را به زبان بياورد ، همين طور انسان بايد ذكر را تلقين قلب كند و مادامي كه انسان با زبان ذكر مي گويد و مشغول تعليم قلب است ، ظاهر به باطن مدد مي كند ، همين كه زبان طفل قلب باز شد از باطن به ظاهر مدد مي رسد ... ))

برگرفته از كتاب آب حيات

بنابراين ، مرتبه اول براي سلوك عرفاني آن شد كه :

مثلاً در ذكر لا اله الا الله -  انسان بايد ، از لحاظ عقلي براي خودش اثبات كند كه هيچ خدايي جز الله نيست.

و سپس :

با تلقين ذكر لااله اله الله به قلب ، عملاً فقط بندگي خدا رو بكنه و لا غير.

 

خلاصه اينكه ، نبايد ذكر، فقط لق لقه زبونمون باشه.

یادتون باشه این مطلب رو نوشتم تا همگی به رهنمودهاش عمل کنیم.

+ نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 13:21 |

به نام خدا

 

مثله اينكه مطلب ( تبريك نوروزيم ) به بعضي از عزيزان كمي تا  قسمتي برخورد پيدا كرده شديد !!!

 

بعضي از عزيزان مثله اينكه ، درست متوجه حرف بنده نشدن.

 

قصد نداشتم و ندارم بگم : عيد نوروز چيزي بديه.

 

اتفاقاً شايد بشه گفت اسلام عيد نوروز رو بيشتر از خود آريايي ها قبول داره.

 

از آن جمله اينكه ائمه معصومين در ارتباط با نوروز مي فرمايند : زماني بود كه كشتي نوح بر زمين نشست. زماني بود كه پيامبر در آن روز در غدير خم حضرت علي را به جانشيني برگزيد و ...

 

اما بحث از آن است كه ، ما بايد براي هر چيزي به اندازه خودش ارج بنهيم .

 

در واقع ، اين ارزشي كه ما براي بعضي از رسومات عيد نوروزي قائليم نه تنها زياد نيست بلكه بايد بيشتر هم بشود اما بحث اينه كه ، چرا در اعيادي كه به دينمان بازمي گردد و در واقع ، كم اهميت تر از نوروزهم  نيست اين رسومات خوب و پسنديده آنچنان كه بايد اجرا نميشه.

 

فعلا bye

+ نوشته شده توسط بنده خدا در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 20:44 |

به نام خدا

 

شب بود .

باران به شدت بر روي آسفالت روي جاده مي كوبيد.

شب ، شب قدر بود.

انگار آسمان هم بر حال و روزمان ميگريست.

 

مردي بود و گوشه اي از مسجد.

 

دور از ريا و هر آنچه رنگي از غفلت داشت.

 

مرد بر حال  خويش زار ، زار مي گريست.

 

اما كسي نمي دانست چه در پيش است !!!!

 

همه رفته بودند ، مجلس تمام شده بود.

 

از شدت خستگي در سجده خوابش برده بود.

 

خواب مي ديد ؛ آسمان و زمين بر او سلام مي كنند.

نوري زيبا در آسمان دل نوازي مي كرد.

و انگار ، در گوشه اي از آسمان و زمين چيزي برق مي زد.

 

آينه اي بود.

 

خود را كه به آينه رساند ، ديگر از خواب پريده بود.

 

آنچه از آينه به ياد مي آورد،

گرد و غباري بود كه بر آينه نشسته بود.

 

از مسجد بيرون زد.

 

جاده اي در مسير راهش تا خانه بود.

 

غرق در خواب ، سلام ، غبار و آينه .

 

در حال عبور از جاده بود ، كه با تصادفي نقش زمين شد.

 

آري ، مرد ماند و كفن.

 

ناگهان همه چيزعوض شد.

 

تاريكي بود و تاريكي ،

تنهايي بود و وحشت ،

در حيرت و سرگرداني

كه

ندايي شنيد :‌

در عذابش افكنيد.

 

مرد با صدايي لرزان گفت :

خدايا ! مگر وعده ندادي هر كس شب قدر را احيا كند گناهانش مي ريزد!؟!؟!؟!؟

 

ندا آمد:

 

آري چنين گفتيم.

اما به جاي آنكه با تضرع و دعا ، احساس نيازت بيشتر شود

فقط به بخشايشم چشم اميد بستي وازاحساس نيازت كاستي .

و آنچه ما گفتيم و عمل نكردي اين بود : مومن همواره بايد در خوف (ترس از عذاب خدا) و رجا (اميد به لطف خدا) زندگي كند.

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه پنجم فروردین 1387 و ساعت 8:42 |
سلام

عيد همگيتون مبارك

اينم روبوسي و چاق سلامتي عيد  

ولي يه گلايه دارم از همه

حتي از خودم

چرا براي خيلي هامون عيد نوروز با اهيمت تر از عيد نيمه شعبان ، عيد فطر ، عيد قربان و ... شده ؟!؟!؟

در هر صورت سال خوشي داشته باشين * اگه خواستين و زحمتي نبود يه دعا هم براي ما بكنين

+ نوشته شده توسط بنده خدا در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 8:7 |

به نام خدا

 

هر كجا فرهنگ بسيجي و انقلابي عقب كشيد ،

بیگانه تا توانست

تاخت و تاز كرد،

سراب ساخت  و

 به بهانه سيراب كردن ، جوانان را به انحطاط كشاند ،

و به غفلتمان خنديد و پاي كوبي كرد.

 

ما را چه شده است ؟!؟!؟!؟

 

آنچه امروز ميخواهم بگويم فقط نمونه ايست ازغفلت هايمان.

 

آري شايد برايتان اين موضوع امري پيش و پا افتاده به نظر آيد ولي با كمي درنگ  اهميت آن را تصديق خواهيد كرد.

 

چرا نبايد مذهبي ها ، براي شاد كردن جامعه رهبري را به دست بگيرند؟!؟

 

مگر در احاديث و روايت بر مستحب بودن اين امر تاكيد نشده است؟

 

بنده امروز همه دوستان وبلاگ نويس و .... را دعوت به اشباع كردن جامعه از طنز ها و sms هاي مفيد و حلال مي كنم.

 

از اين پس نيز قصد دارم هر از گاهي در وبلاگ خودم نيز طنزها و sms هايي را با شرايط زير بنويسم :

 

1)     پرهيز از شكستن حرمت هاي اسلامي -  متاسفانه در بعضي از موارد جك هايي مي شنويم كه در آنها به نحوي بسيار غير مستقيم خدا و پيغمبر و معاد و ... دست مايه خنده ديگران مي شوند. و ناخواسته ما را از عمل به آن همه آيات و روايات در ارتباط با خشوع در مقابل خدا ، ترس از معاد و عقاب ، نگهداشتن حرمت معصومين و ... دور مي سازد.

 

آري ، دشمن ازغفلتمان سو استفاده كرد ، ابتدا به وسيله همين طنز ها و ... تقوا و ايمان عملي مان را به خدا ، پيغمبر ، معاد و ... كم كرد و سپس با كمال آرامش و به پيامبر اعظم توهين كرد ، بر قرآن ستم روا كرد و ترس از معاد و عقاب خدا را در ما كاست.

 

لذا از تمام كساني كه جك هايي اينچنين مي شنوند عاجزانه تقاضا مي كنم ، با ادله اي محكم و زباني نرم اما با قاطعيت به مبارزه با اينگونه شبيخون هاي فرهنگي بپردازند و درمقام عمل، دغدغه هاي مقام معظم رهبري را برطرف سازند.

 

((‌  اللهم الجعلني اخشاك كاني اراك  ))

خدايا ، چنان خشيتي در من قرار ده كه انگار درحال ديدن تو هستم.

برگرفته از دعاي عرفه امام حسين (ع)

 

2)     پرهيز از توهين به اقوام و طوايف – تا بدين وسيله آب سردي بريزيم  بر سر كساني كه اتحاد ملي را نشانه گرفته اند.

 

خدايا غفلت هايمان را ببخش و توفيق جبران آن را به ما عطا فرما

 

((  اللهم صل علي محمد و آل محمد  ))

+ نوشته شده توسط بنده خدا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 12:55 |

به نام خدا

انا لله و انا الیه راجعون

کجاست غیرت نهفته در ایمانمان؟!؟!؟!؟
کجایند یاری دهندگان ولی عصر (عج) ؟!؟!؟
کجایند آنان  که  در زیارت  عاشورایشان لعن بر یزید و یزیدیان می کردند ؟!؟!؟
براستی اینچنینست دعای ندبه خواندن؟!؟!؟
اینچنین است دعای فرج امام عصر ؟!؟!؟

آیا  وقت آن نرسیده است ، تا با  تظاهرات و تحصن در برابر  سفارت خانه های کشورهای بی غیرت عربی  ، که هنوز رابطیشان را با رژیم صهیونیست  قطع نکرده اند ، آنها را به قطع رابطه با رژیم اسرایئل واداریم.

برای آنان که دم از یاری امام حسین و فرزندش می زنند
 و حال آنکه توجیه شان برای بی تفاوتی به کشتار و ستم  رژیم صهیونیستی
تورم و ... است  بسیار متاسفم و آنان به این آیه قرآن ارجاع می دهم که :   

(( فاین تذهبون  )) پس به کجا می روید ؟  قرآن کریم

آیا هنوز وقت آن نرسیده است که به خودتان بیایید؟        قرآن کریم

+ نوشته شده توسط بنده خدا در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 16:54 |

بسم رب الشهدا والصدیقین

 

من نمی دانم که چرا

 این مساجد زیباست

 و چرا سجده با عمق بسی کمرنگ است.

 

سادگی مصلی باید یادآور سادگی محل عبادت مسلمانان در صدر اسلام باشد و شدیداً از زرق و برق ساختمانهای مساجد اسلام آمریکایی جلوگیری شود.

امام خمینی (ره) – امام در سنگر نماز – ص 175

 

 

(( فاین تذهبون ))

(( پس به کجا می روید ؟!؟!؟ ))

  قرآن کریم


+ نوشته شده توسط بنده خدا در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 و ساعت 16:46 |

پرسش - بعضی می گویند : چرا خداوند به جای فرستادن 124000 پیغمبر و 12 امام برای راهنمایی بشر ، به تمامی بشر عقل کامل و بالغ را نداد تا دیگر نیازی به رسول نباشد و وظیفه مردم تنها عمل به دانسته ها باشد؟

پاسخ – برای این سوال جواب های زیادی وجود دارد اما بنده به چند دلیل که قانع کننده می باشد با توجه به مقدورات خود می پردازم.

 اولاً : در روایتی آمده است امیر المومنین روزی به یکی از اصحابش فرمود : مرا نصیحت کن . آن شاگرد امیر المومنین با تعجب از امیرالمومنین می پرسد : یا امیرالمومنین شما معصوم از گناهید و عالِم به همه علوم ، من چه طور می توانم شما را اندرز کنم؟ امیرالمومنین در جواب این سوال می فرمایند : در شنیدن تاثیری است که در دانستن نیست. لذا وجود افرادی برای اندرز و موعظه همیشه لازم است. شاید از این روست که خداوند در قرآن کرمیش دستور می دهد تا در جامعه اسلامی ، افرادی منحصراً رسالت امربه معروف و نهی ازمنکر را به دوش کشند.

 دوماً : حکیم بودن خداوند این را مقتضا می کند تا به جای دادن عقل کامل و بالغ به بشر رسولان را بفرستد.

یادمان باشد که ، منظور از علومی که موجب عدم نیاز به رسولان می باشد ، حداقل تمام علوم دینی ، از حصولی گرفته تا شهودی است . یعنی حتی علومی که محصول مشاهدات غیبی و مکاشفات است.

حال با این مقدمات در می یابیم خداوند رحمتی به حال بندگان خویش کرده است و جای دادن عقل کامل و بالغ رسولان را فرستاده ، زیرا خداوند زمانی که قرار شد تا برای حضرت مسیح و حواریون آن حضرت مائده آسمانی نازل و آنها را بدین وسیله به یقین شهودی برساند ، قبل از آن به حواریون خطاب می کند که : اگر بعد از دیدن مائده آسمانی کافر شده و روی برگرداندید آنگاه شما را به سخترین وجه عذاب خواهم کرد.

 البته خوشحال میشم ، اگه کسی دلیل دیگه ای هم سراغ داره توی " نظر بدهید " برام بفرسته.

ممنون . تا بعد

+ نوشته شده توسط بنده خدا در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 14:55 |